کوچکتر که بودیم، بزرگترهای عاقل داستان یک استاد کُشتی را برایمان تعریف میکردند که 99 فن را به شاگردش آموخت و یک فن را برای خود نگهداشت و در نهایت نیز توسط همان یک فن شاگردش را ضربه کرد. متأسفانه این داستان مخرب که نمودار تفکرات غلط بعضی از ما ایرانیها است دارای چند پند ضد اخلاقی برای استادان و شاگردان آنها میباشد.
پندهایی برای استاد:
- به شاگردانت اعتماد نکن.
- آنها را در بیخبری نگهدار.
- اجازه استقلال به آنها را نده.
- به هر قیمت که ممکن است آنها را تضعیف کن (حتی اگر پس از گذشت چند نسل چیزی از هنر تو باقی نماند)، مهم حفظ اسطوره شکستناپذیری تو است.
پندهایی برای شاگردان:
- به استادتان اعتماد نکنید.
- در راستی و درستکاری آنها شک کنید.
- در صحت فنونی که به شما آموختهاند شک کنید.
- استادان اشخاص شکستناپذیری هستند.
- هر قدر هم که کوشش کنید به آنها نمیرسید.
- جیب خود را محکم بچسبید.
در یک جمله استاد و شاگرد نباید به هم اعتماد کنند! حال بهتر است نیم نگاهی به رابطه استاد و شاگرد از نگاه ژاپنیها داشته باشیم.
شو ها ری
شوهاری کلمهای است ژاپنی برای توضیح دادن پیشرفت و تکامل در آموزش هنرهای رزمی.
شو میتواند دو معنی حفاظت کردن و اطاعت کردن را داشته باشد (Follow). هر دو معنی به گونهای مناسب رابطهی بین هنرجو و مربی (که باید مثل رابطهی والدین و فرزندانش باشد) را توضیح میدهد.
هنرجو باید هرچه را مربی ارائه میدهد، فرا بگیرد. باید مشتاق یادگیری باشد و موافق با تمام اصلاحها و انتقادهای سازنده. مربی باید هنرجو را به همان گونه که والدین از فرزندشان در دوران رشد مواظبت میکنند، مراقبت کند. باید مراقب علایق هنرجو باشد و برای پیشرفتهایش وی را تشویق کند.
شو در ابتدا بر یک روش قاطعانه تأکید میکند تا هنرجو برای آموزشهای آینده دارای پایهای قوی گردد و تمامی هنرجویان (با توجه به تفاوتهای موجود در ساختمان بدنی، سن و تواناییهایشان) به روشی یکسان تکنیکها را انجام دهند.
ها کلمهای دیگر است به همراه دو معنی مناسب، رها کردن یا خنثی کردن (Break away). بعضی وقتها پس از رسیدن هنرجو به سطح کمربند سیاه، وی به دو راه متمایل میشود. در یکی هنرجو از اصول اساسی جدا شده (و رهاتر و بیشتر به توسط قوه خیال) شروع به اضافه کردن اصول بدست آمده از تمرینهای اولیه به صورتی جدید میکند. در روشی که تکنیکها را اجرا میکند، تکروی وی پدیدار خواهد شد. در مرحلهی عمیقتر او از تعالیم سخت مربی نیز جدا شده و شروع به سؤال کردن و کشف کردن بیشتر، از میان تجربیات شخصی خود میکند. این میتواند در زمانی اتفاق بیفتد که تلاشهای استاد را خنثی کند.
با پیشرفت سفر اکتشافی هنرجو، وی به طرح سؤالاتی بیپایان میپردازد که همگی با چرا آغاز میشوند. در این مرحله رابطه بین مربی و هنرجو مانند رابطه بین والدین و فرزند بالغ است. مربی چون یک استاد ماهر است و هنرجو ممکن است که برای دیگران، یک مربی باشد.
ری مرحلهای است که هنرجو حالا دارای کمربند مشکی با درجهای بالا است، از مربی جدا شده است و مجذوب تمام چیزهایی است که از آنها میتوانسته بیاموزد (Fluent). این بدین معنی نیست که مربی و هنرجو نمیتوانند بیش از این رابطه داشته باشند. در حقیقت، تضاد کاملاً طبیعی است، اما حالا آنها باید پیمان قویتری نسبت به گذشته داشته باشند، محکمتر از پدربزرگ با فرزندش که حالا خود بچه دارد. بنابراین، اکنون هنرجو کاملاً مستقل است، وی گنج خود را ذخیره کرده است و شکیبایی مشورت با استادش را و توانگری در رابطهشان وجود دارد که از بین تجارب مشترکشان برمیخیزد. اما هنرجو اکنون در حال آموختن و پیشرفت کردن از کشفیات خودش میباشد تا تعالیم مربی و حرکات خلاقانهاش را به نمایش میگذارد.
تکنیکهای هنرجو مُهر شخصیت و منش وی را دارند.
ری همچنین یک معنی دو گانه دارد. معنی دوم به معنی رها کردن است. حالا هنرجو بیشتر در جستجوی استقلالش از مربی است و مربی باید وی را رها کند. شوهاری یک پیشرفت خطی نیست بلکه بیشتر شبیه دوایری با مرکز یکسان میباشد. بنابراین شو بدون ها و هر دو بدون ری میتوانند وجود داشته باشند.
بدین سان اصول اساسی ثابت میمانند، فقط با پیشرفت هنرجو، تقاضای آنها و باریک بینیهای حین اجرایشان تغییر مییابد و شخصیت او طعم تکنیکهای اجرا شده را شروع به چشیدن میکند. همین طور هنرجو و مربی همیشه با هم در رابطه نزدیک، دانش، تجربیات، فرهنگ و سنت مشترکشان، شریک هستند. سرانجام شوهاری باید به برتری هنرجو نسبت به استادش (در مهارت و دانش) منجر شود و این است سرچشمه تکامل و اصلاح فنون هنرهای رزمی.
اگر هنرجو هرگز از استادش سبقت نگیرد، در بهترین حالت، پیشرفت و تکامل هنر رزمی راکد خواهد ماند. اگر هنرجو هرگز به سطح تواناییهای استادش نرسد، هنرهای رزمی فاسد خواهند شد. اما اگر هنرجو بتواند تمام آنچه را که استادش ارائه میدهد، انجام دهد و حتی به مراحلی پیشرفتهتر برسد، هنرهای رزمی همیشه پیشرفت کرده و رشد خواهند نمود.
در تمریناتتان جدی و کوشا باشید!
چند راهنمائی به هنرآموزان عزیز کاراته ازگفته های استاد راضی ظفری
۱. مرید ومطیع استاد خود باشید تا از کجروی واشتباه مبرا شوید .
۲. تمرینات کاراته را پیوسته ومنظم انجام دهید ودر فراگیری شکیبا و صبور باشید هر تکنیک میبایست در سیر تکامل خود به پختگی لازم برسد واین مستلزم زمان است.
۳ . آموزشهای خود را به ( کیهون . کاتا . کومیته ) تقسیم بندی نمائید واز هیچکدام غفلت نکنید .
۴. هر جلسه از استاد خود موضوعاتی که غیر قابل درک ویا مبهم بوده بپرسید ودر مورد آنها عمیقا فکر کنید .
۵. اخلاق خوب . قلب مهربان . دست یاری دادن . پشتکار و جسارت داشته باشید
۶. همیشه از اساتید گذشته خود به نیکی و انصاف یاد کنید انها به گردن همه شاگردان خود حق پدری دارند.
۷. خودخواهی وتکبر بلای جان ورزشکاران و قهرمانان است برتری خود را در انسان بودن وقابلیتهای معنوی و فنی وتوانائی در اجرای کاراته بالا ببرید .
۸. سعی کنید کمتر حرف بزنید وبیشتر کار کنید . در عمل خود را نشان دهید نه ادعا
*******
راه کاراته پس از هزار روز تمرین آغاز میشود و پس از ده هزار روز تمرین به اوج خود میرسد.
*******
سه خصوصیت نشانه یک کاراته کار واقعی میباشد: ۱- انضباط ۲ - احترام ۳- وفاداری
*******
آدم شجاع در زندگی یکبار میمیرد اما آدم ترسو روزی صدبار!
*******
در هنر کاراته خویشتن نگری موجب خردمندی میشود.
*******
رود ها آوازشان را از دست خواهند داد ، اگر سنگها را از سر راهشان برداریم.
*******
چون ببری درنده و خشمگین باش با چنگالهای تیز، اما از کنار آهویی بی پناه به آرامی بگذر.
*******
کاراته هنر جوانمردان است.
*******
سر را پایین ، چشمها را بالا و دهان را بسته نگه دارید ، ذهن را آزاد کنید و از همان شروع کار با تواضع به دیگران خدمت کنید.
*******
راز پنهان کاراته در کسب تجربه است.
*******
درد ها و رنجها زاییده همان امیال و هوسهایی است که انسانها از ابتدا تابع آن هستند.
*******
آغاز و پایان راه هنرهای رزمی ادب و نزاکت است ، پس در همه حال به طور شایسته و بدون ریا مودب و خوش رفتار باش.
*******
آیین وقواعد را اول در خود بررسی کرده و سپس به تمرین مداوم آن بپردازید.
*******
جوهر واقعی طریقت کاراته تنها از طریق تجربه درک میشود ، با دانستن این موضوع بیاموز که هرگز از سختی ها و پیامدهای آن نهراسی.
*******
قوانین دوجو (محل تمرین کاراته): به دنبال تکامل شخصیت خویش باشید ، به استاد و معلم خود وفادار باشید ، در جهت ترقی خود تلاش کنید ، به دیگران همواره احترام بگذارید و از رفتار خشونت آمیز پرهیز کنید.
غذا، سوخت مورد نیاز بدن است. برای این که بدن کار خود را به خوبی به انجام برساند، لازم است که هر دو عامل سوخت و مکانیسم بدن انسان به خوبی شناخته شود.

مواد انرژی زا و غیر انرژی زا
مواد غذایی مصرفی به دو نوع انرژی زا و غیر انرژی زا تقسیم می شوند:
- گروه انرژی زا از طریق تغییر فرم دادن انرژی شیمیایی موجود در پیوندها، طی فرایند اکسیداسیون، انرژی مکانیکی یا کالری مورد نیاز را فراهم می سازد. این گروه شامل چربی ها، پروتئین ها و قندهاست. چربی ها 9 کیلو کالری و قندها و پروتئین ها 4 کیلو کالری در هر گرم انرژی تولید می کنند.
- مواد غذایی غیرانرژی زا شامل آب، ویتامین ها و مواد معدنی هستند که اگر چه قادر به تولید انرژی نیستند، اما در مقادیر معینی جهت عملکرد صحیح مکانسیم بدن انسان لازم هستند، مانند آب برای رادیاتور ماشین یا روغن برای موتور.
بنابراین بدن برای رفع نیازهای خود از سوخت لازم بهره می گیرد، اما این نیازها با توجه به نوع فعالیت فیزیکی تغییر می کند.

مقدار انرژی مورد نیاز ورزشکار
بدن به طور میانگین برای فعالیت های کم تحرک در حدود 1700 کیلو کالری انرژی نیاز دارد. در فعالیت های پرتحرک بسته به نوع و مدت آن، باید انرژی مورد نیاز به میزان پایه ای 1700 کیلو کالری اضافه شود.
در مورد فعالیت های ورزشی، کالری اضافی مورد نیاز قابل توجه است. برای مثال انرژی مورد نیاز در طی شنا کردن به صورت تفریحی حدود 10 کیلوکالری در دقیقه، معادل 600 کیلو کالری در ساعت است. در شرایط رقابتی و مسابقه چون عامل سرعت هم مطرح می شود، مقدار انرژی مورد نیاز به حدود 25 کیلوکاری در دقیقه، معادل 1500 کیلوکالری در ساعت، یعنی حدود 3 برابر افزایش می یابد.
حال این سؤال مطرح می شود که:« وقتی فعالیت ماهیچه ای شدید و طولانی است و نیاز به انرژی بسیار بالاست، رفع نیازهای فزاینده ی مکانیسم سوختی بدن، چگونه ممکن است؟»
در پاسخ باید گفت که این نیازها در اصل توسط مصرف مواد غذایی انرژی زا تأمین خواهد شد (به ترتیب از قندها 55 تا 60 درصد، چربی ها 30 درصد و پروتئین ها 15 درصد یعنی به نسبت 4-2-1).
باید توجه داشت که منبع تولید انرژی نباید فقط از قند باشد، چیزی که هنوز هم به اشتباه پیشنهاد می شود.
انرژی ذخیره ای که برای انقباضات ماهیچه ای استفاده می شود، به طور عمده از قندها و چربی ها به دست می آید. میزان این سوخت مصرفی و تغییراتی که در آن ایجاد می شود، بستگی مستقیم به مدت و میزان کشش ماهیچه ای دارد.
سهم پروتئین در تولید انرژی نسبت به قند و چربی کم است، به ویژه در مواقعی که فعالیت ماهیچه ای شدید و طولانی مدت باشد.
ماهیچه ها جهت فعالیت مکانیکی خود قندها و چربی ها را به عنوان سوخت مصرف می کنند. برای مثال هنگام استراحت 87 درصد انرژی مورد نیاز ماهیچه ها از اسیدهای چرب و فقط 13 درصد آن از قندها تامین می شود. برای کارهای کمی سنگین تر یا برای فعالیت ورزشی کوتاه مدت، 50 درصد انرژی مورد نیاز توسط مواد قندی تأمین می شود. برای کارهای خیلی سخت تر و شدید در طی یک دوره ی سه ساعته یا بیشتر، به طور عمده چربی های ذخیره ای مصرف می شوند و 70 درصد انرژی مورد نیاز را تأمین می کنند.

نقش مواد پروتئینی در ورزش
در حقیقت پروتئین ها به عنوان یک منبع ضروری جهت سوخت بدن محسوب نمی شوند. در ورزشکاران، پروتئین روزانه ی مورد نیاز یک گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن است و هنگامی که افزایش حجم ماهیچه ها در یک دوره ی تمرینی مد نظر باشد یا در مواقعی که فرد در سن رشد قرار دارد، میزان پروتئین مورد نظر به حداکثر 2 گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن افزایش می یابد.
با مصرف یک وعده ی غذایی دارای پروتئین بالا قبل از ورزش، کار کلیه ها سنگین تر می شود، آن هم در شرایطی که به طور هم زمان تحت فشار ناشی از حضور مواد سمی حاصل از کار ماهیچه است.
افزایش سهم پروتئین هرگز مفید نیست؛ حتی مصرف مواد پروتئینی به میزان معمول، در وعده ی غذایی قبل از فعالیت های ورزشی می تواند خطرناک باشد. قبل از ورزش، مصرف یک وعده ی غذایی پروتئینی مانند استیک گوشت معمولی و سالاد در عملکرد یک ورزشکار اثر سوئی به جا می گذارد، زیرا نخست آن که مصرف پروتئین بیشتر، عمل هضم بیشتری را طلب می کند که در نتیجه ی آن سطح خون درعروق داخلی ماهیچه کاهش می یابد. دوم اینکه یک وعده ی غذایی مملو از پروتئین باعث می شود که در طی سوخت و ساز این ترکیبات نیتروژن دار، مواد زایدی ایجاد شود که باید از طریق کلیه ها دفع شوند. در طی این عمل در کلیه، ایسکمی (کاهش جریان خون در یک قسمت بدن به علت انقباض عروق یا انسداد جریان خون) ایجاد می گردد که این امر خود به کاهش 90 درصدی جریان خون در کلیه مربوط می شود.

غذای قبل از تمرین و مسابقه:
در ورزش های هوازی، وعده ی غذای اصلی باید به طور عمده شامل قندها و چربی ها باشد. هنگامی که فعالیت ورزشی ماهیچه ها از حدود 30-20 دقیقه بیشتر می شود، قندها و چربی ها دو منبع سوخت مورد استفاده محسوب می شوند.
به طور طبیعی غذا باید 3 ساعت قبل از رقابت مورد نظر، توسط بدن دریافت شود. غذا باید متشکل از کربوهیدرات پیچیده که در غذاهایی مانند نان، ماکارونی، سیب زمینی و... وجود دارد، باشد و به آن چربی و کمی پروتئین اضافه شود.
در میان چربی ها، اسیدهای چرب کوتاه زنجیر، سریع تر تجزیه می شوند و جذب و دفع آن 40 بار بیشتر از گلوگز است و کمتر از 3 دقیقه طول می کشد؛ به ویژه اگر زنجیره ی کربنی آن کمتر از 12 اتم کربن باشد. بنابراین روغن های گیاهی (مثل روغن زیتون) یا کره برای این منظور توصیه می شود.
اسید اولیئک یک اسید چرب نیرو بخش و مقوی برای ماهیچه است؛ به ویژه در مواردی که ورزش های استقامتی انجام می شود. بنابراین روغن زیتون در این مورد توصیه می شود که سرشار از اسید اولئیک است.
یک وعده ماکارونی که با سس گوجه فرنگی و روغن زیتون یا کره مصرف شود، غذای ایده آلی بوده و به خوبی مشخص است که نسبت دریافت انرژی به نسبت 4-2-1 از قندها، چربی ها و پروتئین ها را تأمین می کند.
استفاده از قندهای ساده به منظور افزایش کارآیی ورزشکار قبل از شروع فعالیت، کاملا غیر منطقی و حتی خطرناک است و منجر به هیپرگلیسمی (افزایش قند خون) و در نتیجه افزایش ترشح انسولین و ضعف شما در حین ورزش می شود. پس قبل از ورزش، خوردن شکلات و مواد خیلی شیرین مفید که نیست، ضرر هم دارد.
در کاراته حدوداً هفتاد کاتا وجود دارد. بعضی از کاتاها در سطوح مختلف آموزشی هستند، بعنوان مثال کاتای هیان پنج نسخه دارد. این بدین معناست که این کاتا در واقع پنج کاتا میباشد که هر کدام در سطح متفاوتی از دشواری قرار دارند. فهرست زیر در برگیرندهی کاتاهای اُکیناوایی کاراته است که اسامی ژاپنی و معنای آنها نیز آورده شده است. هرچند بعضی از کاتاها بیش ار یک معنی را دارا هستند. علاوه بر اینها کاتاهایی نیز بودند که متأسفانه در طول تاریخ به دست فراموشی سپرده شدند.
| نام کاتا | نامهای دیگر (و یا نسخههای دیگر) | معانی | ابداعکننده |
| تای کیو کو | جو نی نو کاتا | کاتای دوازده تکنیکی | فوناکوشی |
| تننو کاتا | (اُوموتو، اورا) | کاتای آسمان | فوناکوشی |
| پینان | هیان (شو، نی، سان، یون، گو دان) | صلح | ایتوسو |
| نایفانچین | تکی (شو، نی، ساندان) | قدمهای پنهانی | ایتوسو |
| کوسوکون | کانکو (دای، شو، شیهو) | نام یک افسر چینی، به آسمان نگاه کن | ایتوسو |
| باسای | (دای، شو) | انهدام دژ (قلعه) دشمن | ایتوسو |
| روهای | میکیو | تصویری از حواصیل (مرغ ماهیخوار) | ایتوسو |
| چینتو | گانکاکو | آرامشی در شرق | ایتوسو |
| چینتی | چینته | دستان لطیف | ایتوسو |
| گوجوشیهو | یوسه شی | پنجاهوچهار قدم | ایتوسو |
| جیتـّه | جوتــّــه | ده دست، دستان واقعی | ایتوسو |
| جیون | - | صدایی مهربان، صدای بخشنده | ایتوسو |
| جیاین | - | معبد بخشنده | ایتوسو |
| وانسو | امپی | نام افسری چینی، پرستوی در حال پرواز | ایتوسو |
| آئویاگی | - | بید سبز | مابونی |
| میوجو | - | ستاره درخشنده | مابونی |
| شینپا | - | امواج ذهن، شکست مهاجمین | مابونی |
| جوروکو | سهرو | شانزده (16) | مابونی |
| ماتسوکاذه | وانکان | نسیم درخت کاج، تاج شاهی | مابونی |
| شینسی | (ایچی، نی) | زندگی نو | مابونی |
| سایفا | - | شکست دادن، شکست دشمن | هیگائونا |
| سیانچین | - | خواباندن (آرام نمودن) شورش و طغیان | هیگائونا |
| شیسوچین | - | مبارزه در چهار سمت | هیگائونا |
| سیسان | سیشان، هانگتسو | سیزده دست، در حال شکست، نیمهی ماه | هیگائونا |
| سیپای | - | هجده دست | هیگائونا |
| سانسهرو | - | سیوشش دست | هیگائونا |
| سوپارینپی | - | یکصدوهشت | هیگائونا |
| کورورونفا | - | ضربهی ناگهانی، عدد هفده (17) | هیگائونا |
| سانچین | - | سه مرحله | هیگائونا |
| تنشو | - | چرخش دستان | میاگی |
| گکیسای دای | (ایچی، نی) | شکست بزرگ | میاگی |
| اونشو | اونسو | دستان ابر | آراگاکی |
| سوچین | هاکــّو | جایزه بزرگ | آراگاکی |
| نیسیشی | نیجوشیهو | بیستوچهار قدم | آراگاکی |
| توماری نو وانسو | نسخهای از کاتای وانسو | - | آراگاکی |
| توماری نو باسای | نسخهای از کاتای باسای | - | آراگاکی |
| ماتسومورا روهای | نسخهای از کاتای روهای | - | ماتسومورا |
| ماتسومورا سیسان | نسخهای از کاتای سیسان | - | ماتسومورا |
| ماتسومورا باسای | نسخهای از کاتای باسای | - | ماتسومورا |
| نیپایپو | - | بیستوهشت قدم | گوکنکی |
| هاکوچو | هافــّــا | قو | گوکنکی |
| پاپورن | - | هشتقدم در خانه | گوکنکی |
| وانشو | - | مهارت فوقالعاده | ماتسو مورو |
| ایشیمینه باسای | نسخهای از کاتای باسای | - | ایشیمینه |
| اُیادوماری باسای | نسخهای از کاتای باسای | - | اُیادوماری |
| چاتانیارا کوسانکو | نسخهای از کاتای کوسوکون | - | چاتانیارا |
| ساکوگاوا کوسانکو | نسخهای از کاتای کوسوکون | - | ساکوگاوا |
| آنــّــانکو | - | آسمان شرق | ماتسوبایاشی (به روایتی نیز استاد کیان) |
| کیان نو چینتو | نسخهای از کاتای چینتو | - | کیان |
| پاچو | - | رقص اژدها | ناکایما |
| هیکو | - | ببر سیاه | ناکایما |
| پایکو | - | چرخش یک ببر | ناکایما |
| آنــّــان | - | امنیت در جنوب، امنیت جنوبی | ناکایما |
| نانشو | - | دستان جنوبی | - |
| کانشو | - | مسیر کامل | اوئهچی |
| کانشیوا | - | صلح کامل | اوئهچی |
| کـُـونچین | - | جنگ کامل | اوئهچی |